تبليغاتX
> شخصی

چگونه می توان شخصی

را از یک مرگ حتمی نجات داد

 
 

  • در یک گاردن پارتی خانم ژولی پایش به  سنگی خورد
  • وبا پشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین
  • خوردنش کفش جدید ش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود.
  • دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی
  • نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است وناراحتی ندارد.
  • مهماندار پشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد.
  • خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند
  • و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت.
 
  • چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که در
  • گاردن پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که
  • ژولی را به بیمارستان برده اند.
  • خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان
  • فوت کرد و پزشگان علت مرک را سکته مغزی
  • A.V.C (Accident vasculaire cérébral)
  • تشخیص دادند.
  • چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی
  • می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقی
  • برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید
 
یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید
بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خون ریزی
رگی در ناحیه مغز شده،اگر شخص ضربه دیده را
در زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانند
امکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیار
زیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثه
بود و این عمل بسیار ساده است.
 
 
  • پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیص
  • حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل از
  • سه ساعت باید شخص را به پزشک  رساند.
 
 
  • متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن گاردن پارتی یک نفر سئوالهای زیر را از ژولی کرده بود حتما" ژولی زیبا و جوان اکنون زنده بود..
 
  • 1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید  بخندد.
  • 2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد.
  • 3 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند.
  • مثلا" بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد.
 
یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد 
 
  • اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید فوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در جریان گذارد.
  • یک متخصص قلب و یا اعصاب می گوید اگر کسی این ایمیل را دریافت کند و حداقل آنرا برای ده نفر دیگر ارسال دارد،مطمئن باشد که در زندگی اش جان یک یا چند فرد را نجات داده است.
  • توجه کنید، تعداد افرادی که این روزها با اینترنت کار میکنند در دنیا چقدر است و اگر ده نفر به ده نفر دیگر این ایمیل را ارسال دارند،تعداد افراد آشنا با این سئوالها به صورت تابع نمایی در کمتر از یک ماه به میلیونها نفر خواد رسید
+ نوشته شده توسط سحر در دوشنبه 1387/03/27 و ساعت 9:45 |
رازهایی درباره زنان و مردان <<<

 

 

1. the most important thing for a woman is financial security.

2. Although this is so important, they still go out and buy expensive
Clothes.
3. Although they always buy expensive clothes, they never have something To wear.

4. Although they never have something to wear, they always dress
Beautifully.

5. Although they always dress beautifully, their clothes are always just "An old rag".

6. Although their clothes are always "just an old rag", they still
Expect you to compliment them.

7. Although they expect you to compliment them, when you do, they don't Believe you

 

-1 برای بیشتر خانوم ها مهم ترین مسئله ،امنیت مالی است.

-2 با این که امنیت مالی برایشان بسیار مهم است،ولی باز هم بیرون می رن و لباس های گرون قیمت می خرن.

-3 با این که همیشه لباس های گرون قیمت می خرن،ولی مدام میگن که چیزی ندارن بپوشن.

4 -با این که می گن چیزی ندارن بپوشن، ولی همیشه هم قشنگ و شیک لباس می پوشن.

-5 با این که همیشه قشنگ و شیک لباس می پوشن،ولی می گن لباس هام دیگه کهنه و درب و داغونه.

-6 با این که میگن که لباس هاشون کهنه و درب و داغونه،ولی  انتظار دارن که شما همیشه از تیپ شون تعریف کنید.

-7 با این که همیشه انتظار دارن ازتیپ شون تعریف کنید،ولی وقتی هم شما این کار رو می کنین ...حرف هاتونو باور نمی کنن.(می فهمن که داری مخ شونو می زنی)

 

 

1. All men are extremely busy.
 
2. Although they are so busy, they still have time for women.

3. Although they have time for women, they don't really care for them.

4. Although they don't really care for them, they always have one
Around.

5. Although they always have one around them, they always try their Luck with others.

6. Although they try their luck with others, they get really pissed off If the women leaves them.

7. Although the women leaves them they still don't learn from their
Mistakes and still try their luck with others

 

-1 تمامی آقایون شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند

-2 در حالـی که شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند،ولی در هر صورت وقت  واسه خانوم ها دارند.

-3 در حالـی که در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند، ولی اون ها رو  به حساب نمی آرن.

-4 در حالی که اون هارو به حساب نمی آرن، ولی همیشه یکی تو دست و بالشون هست.

-5 در حالی که همیشه یکی تو دست و با لشون هست،ولی بازم شانس‌شون رو  روی تور کردن بقیه خانوم ها امتحان می کنن.


6-
در حالی که شانس شونو روی بقیه خانوم ها امتحان می کنن،ولی دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه.

-7 در حالی که دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه، ولی بازم درس عبرت نمی گیرن وهنوز هم می خوان شانس شون رو روی  بقیه خانوم ها امتحان کنند.(نمی دونن شانس فقط یک بار در خونهً آدمو میزنه)

+ نوشته شده توسط سحر در یکشنبه 1387/03/26 و ساعت 8:50 |

این کار کاملا قانونی است زیرا شما هیچ وجهی را نمی پردازید.

برای دریافت این هدایا از سایت کافیست ابتدا رایگان ثبت نام کنید و افراد را رایگان ثبت نام دهید تا بتوانید بهترین مدلهای جديد گوشي موبايل و آي پاد و پلي استيشن را دریافت کنید.
كاملا جديده .زود ثبت نام كنيد چون ما تازه و براي اولين بار اين سايت رو داريم معرفي مي كنيم .به همين دليل اگر زود ثبت نام كنيد خيلي زود اعتبار لازم براي بدست آوردن هدايا را بدست خواهيد آورد .
کاملا درست و بی کلکه ******** یکی از دوستانم یه دونه N۹۵ با 8 گیگ حافظه ازشون گرفته!

هر كسي كه گوشي مجاني مي خواد زود دست به كار شه !

گوشي رايگان ؟!

                 
! هر كسي كه گوشي مجاني مي خواد زود دست به كار شه !
هر كسي كه بدنبال گوشي مدل بالا و عالي مثل ( nokia n95) –( w960i ) و يا ( iphone ) ميگرده ميتونه با كمي حوصله يكي از اين گوشيها يا مدلهاي ديگرش رو براي خودش انتخاب كنه.
توضيحات : براي ثبت نام در سيستم نياز به پرداخت پولي نيست فقط كافي است از طريق لينكي كه در قسمت بعد مي گذارم رفته و به آساني و با صرف 5 دقيقه ثبت نام نماييد .
سايت از نظر امنيت و راحتي كار با آن مطمئن است و جاي هيچگونه ناراحتي نيست پس هر چه زودتر عضو شده و براي خود زير مجموعه بيابيد.
هديه ها : در قسمت هديه ها بجز گوشي موبايل دستگاه گيم و mp4 هم قابل انتخاب شدن است .
طريقه ي ثبت نام در سايت : ابتدا از طريق لينك زير وارد شده و يكي از گزينه هاي بالاي سايت را كه عبارتنداز :
                 

                                          سایت مورد نظر برای ثبت نام

 

..:: جوایز برندگان ::..

لازم به ذکر است که اکثر افرادی که ابتدا در سایت ثبت نام کرده بودند باور نمی کردند که هديه خود را دريافت خواهند کرد و بعضي از آنها فقط از روي کنجکاوي ثبت نام کرده اند و بعد از کسب اعتبار لازم هديه خود را در دست گرفته اند.وبعضي هم گفته اند وقتي به دوستانمان اين سايت را معرفي کرديم با تمسخر آنها مواجه شديم اما حالا همه آنها به تکاپو افتاده اند و در سايت عضو شده اند.

 

میتونید بعد از وارد شدن به سایت بالای صفحه سمت راست روی Testimonials کلیک کنید لیست افرادی رو که هدیه شون به دستشون رسیده رو ببینید با عکس محصولات دریافت کرده

 

      بر روی لینک عضویت کلیک کنید و به قسمت رجیستر یا عضویت بروید(register)
-----( gaming | mobile | mp3)-----
را انتخاب نماييد شما بهتر است كه گزينه ي موبايل را انتخاب كنيد بعد وارد صفحه ي مربوط به گوشيها مي شويد كه در آنجا بايد گزينه ي mobile phones ) latest( view the
را انتخاب نماييد وقتي كه صفحه ي مربوطه بارگذاري شد انواع گوشيهاي هديه را مشاهده خواهيد نمود با بردن موس روي گوشي مورد نظر مدل گوشي و تعداد زير مجموعه هاي مورد نظر براي بدست آوردن گوشي نمايان مي شود بعد از انتخاب گوشي مورد نظر نام و مدلش را به خاطر بسپاريد حالا به اولين صفحه از سايت كه وارد شديد برگرديد به بالاي صفحه رفته و بر روي گزينه ي ( ( Not Registered Yet? SIGN UP! كليك نماييد و در صفحه اي كه باز مي شود و در قسمت
( ( Registration Form جاهاي خالي را به اين صورت كامل كنيد . ( همه چيز را به انگليسي بنويسيد )
در قسمت First name نام خود را بنويسيد .
در قسمت Last name نام خانوادگي خود را بنويسيد .
در قسمت Email آدرس ايميل خود را بنويسيد .
در قسمت Password براي خود يك پاسورد ايجاد كنيد البته تعداد حروف براي انتخاب پاسورد بيشتر از 6 حرف باشد .
در قسمت confirm password پاسورد انتخاب شده را دوباره بنويسيد .
در قسمت Adress 1 آدرس دقيق خانه ي خود را بنويسيد به اين صورت : = street)خيابان) و ( = laneكوچه )
مثال ( street taleghany lane sepide )
شما براي انجام شدن بهتر كار فقط يك آدرس را بنويسيد و آدرس ديگري را وارد نكنيد .
در قسمت town/cityنام شهر خود را بنويسيد .
در قسمت county/state نام استان خود را بنويسيد .
در قسمت country نام كشوري كه در ان زندگي مي كنيد را از ليست انتخاب كنيد .
در قسمت post code/zip كد پستي منزل خود را وارد كنيد .
در قسمت contact number شماره تلفن خود را بنويسيد .
به قسمت how did you hear دست نزنيد .
در قسمت Free Gift نام هديه اي را كه از قبل در نظر داشتيد از ليست انتخاب كنيد .
در قسمت Referral ID اگر شماره اي نوشته شده بود به ان دست نزنيد زيرا ثبت نام شما با موفقيت انجام نمي شود ولي اگر شماره اي در كادر نبود شماره ي زير را در آن بنويسيد .
۹۱۴۰۳۱۴۰)
در قسمتconditions Terms And مربع كوچكي وجود دارد آن را تيك بزنيد و بر روي كلمه ي REGISTER كليك كنيد .
اگر همه ي كادرها را به درستي پر كرده باشيد صفحه ي بارگذاري شده پيغام تبريك را نمايان مي كند ولي اگر درست انجام نداده باشيد از شما در خواست مي شود كه دوباره مراحل را به درستي انجام دهيد وقتي كه با پيام موفقيت آميز مواجه شديد نامه اي به ايميل شما ارسال مي شود كه در آن لينكي براي فعال سازي اكانت شما گذاشته شده است به ايميل خود رفته و بر روي لينك كليك كنيد تا صفحه اي جديد باز شود وقتي كه صفحه بارگذاري شد در آنجا لينكي مانند زير :

http://www.xpango.com/?ref=۹۱۴۰۳۱۴۰
گذاشته شده است كه شما بايد با آن زير مجموعه گيري براي خود را آغاز كنيد . شماره اي را هم كه در آخر لينك شما قرار دارد مانند بالا يادداشت كنيد زيرا خيلي مهم است يادتان باشد كه هر چه زودتر دست به كار شويد و لينك ثبت نام خود را براي دوستانتان بفرستيد تا زير مجموعه ي شما شوند با اضافه شدن هر نفر به زيرمجموعه ي شما 1 امتياز خواهيد گرفت و بعد از اينكه تعداد زير مجموعه هاي شما به مقدار مورد نظر براي هديه گرفتن گوشي رسيد شما مي توانيد گوشي خود را سفارش دهيد تا برسد .
نحوه ي كار با سايت : وارد سايت شده و در بالاي صفحه دو كادر مي بينيد كه يكي براي نوشتن ايميلتان و ديگري براي نوشتن پاسوردي است كه با آن ثبت نام كرديد پس آنها را در جاي اصلي خود بنويسيد و بر روي كلمه ي LOGIN كليك كنيد يك صفحه ي جديد باز خواهد شد كه در آن تعداد تبليغات وگزينه هايي در سمت راست است كه با كليك بر روي هر كدام صفحه اي ديگر باز خواهد شد شما ابتدا براي فهميدن تعداد زير مجموعه ها بايد بر روي گزينه ي my account در سمت راست كليك كنيد .
شما بايد به تعداد زير مجموعه هاي در خواستي براي هديه توجه كنيد و اين را بدانيد كه اين كار صد در صد عملي است خود من برايn95ثبت نام كرده ام و بايد حدود 43 زير مجمو عه پيدا كنم اما نگران نباشيد زيرا شما با گذاشتن لينك خود و كمي آموزش به ديگران راحت بيشتر از 200 زير مجموعه بيابيد من خودم از يكي از دوستانم شنيده ام كه كسي از دوستانش زير مجموعه هاي خود را تا 123 نفر رسانده و سفارش هديه ي خود را داده است كه حدود دو تا سه هفته ي ديگر برايش مي رسد .
كمك براي زير مجموعه گيري : براي گرفتن زير مجموعه از يك نفر هم دريغ نكنيد شما مي توانيد در سايت :
www.google.com
آگهي رايگان را تايپ كنيد و روي كلمه ي جستجو كليك كنيد وقتي كه صفحه باز شد مي توانيد در لينكهاي جستجو شده رفته و در انها ثبت نام كنيد و به تبليغ اگهي خود بپردازيد و اين را هم در نظر بگيريد كه اگر اين كار بكنيد ممكن است در طول يك يا دو هفته تا 18 زير مجموعه بيابيد .

 

                                            سایت مورد نظر برای ثبت نام

                                   

 بر روی این لینک کلیک کنید و به قسمت رجیستر یا عضویت بروید(register)

به فکر روزی باشین که گوشیتون میاد دستتون

برای کپی کردن این مطالب و بروز ان در قسمتهای دیگر انها را از بالا به پایین کشیده و کنترا + c را فشار دهید و در قسمت مورد نظر paste کنید موفق و موید باشید

نکته بسیار مهم:برا یزیر مجموعه گیری به کدی که در ادرس ایمیل برای شما ارسال شد نیاز دارید.

ان کد را به این صورت لینک کنید http://www.xpango.com/?ref=your code و جلوی مساوی کد خود را بنویسید و به بقیه این ادرس را بدهید تا زیر مجموعه تان شوند.

نحوه صحیح پر کردن فرم

 

راهنمای درج آدرس

 

پلاک : no

واحد : Unit

طبقه : Flat یا Floor

ساختمان : Bldg

کوچه : Alley

خيابان : St

 

خيابان بزرگ : Ave

بلوار : Blvd

ميدان : Sq

 

چهارراه : Cross

بعد از : After

قبل از : Before

به طور نمونه:

جاده : Rd

جنوبي : South

شمالي : North

غربي : West

 

شرقي : East

 

قاسم آباد – اندیشه 10 – پلاک 90 - طبقه 4

Floor4-No90-Andishe10-Ghasem abad

یک مثال دیگر <<

خیابان رودکی - نرسیده به کوچه مرتضوی - کوچه علمداری - پلاک 12 - طبقه 2

Floor2-No12-Alamdari Alley-Before Mortazavi Ave-Roodaki Ave

نکته : برای افرادی که در ایران زندگی میکنن زیاد فرقی نمیکنه آدرس و از اول به آخر بدن یا ازآخر به اول.

ودر انتها بعد از ثبت نام. برای ورود به سایت از ادرس ایمیل خود (ایمیلی که با آن ثبت نام کردید) به عنوان نام کاربری استفاده کنید.

نکته : تمام اطلاعات بعد از ثبت نام قابل تغییر است

..:: چند تذکر مهم ::..

1-      در یک کامپیوتر بیش از یک بار ثبت نام نکنید : چون این کار باعث حذف اکانت شما میشود.

 

2-      هیچ وقت از مکانهایی مانند کافی نت ثبت نام نکنید : چون امکان دارد شخص دیگری بر اثر عدم آگاهی، در همان کامپیوتری که شما ثبت نام کردید او هم ثبت نام کند. در این صورت عضویت شما باطل خواهد شد .

طریقه عضو گیری

بعد از ورود به سایت در بخش کاربری خود جلوی Referral Link لینک شما قرار دارد که از طریق این لینک میتوانید دوستان خودتان را به سایت معرفی بکنید

به عنوان مثال شما برای بدست آوردن مثلا w810 باید 15 نفر را معرفی بکنید و آن 15 نفر هم هر کدام 1 نفر رو معرفی بکنن تا 15 امتیاز شما کامل بشود ویتوانید گوشی موبایلو هدیه بگیرید

**اگه خیلی ساده تر بگم شما هزار تا هم زير مجموعه بگيريد برايتان فرقي نميكنه و هيچ امتيازي نميگيريد بلكه هر زير مجموعه ي زير مجموعه ي شما به شما امتياز ميدهيد.

راهنمایی دوستان که نمی دونند چطور زیرمجموعه خود را افزایش بدهند

-     آسونترین روش دعوت کردن دوستان خودتونه

2-     ایجاد کردن وبلاگ و کپی کردن مطالب وبلاگ من در وبلاگ خودتون (البته بجای لینک من لینک خودتونو قرار بدید)

3-     ازطریق سایت های آگهی ایرانی که تعدادشون هم زیاده وهم به صورت مجانی به شما اجازه میدن تبلیغ بکنید (لیست تعدادی از این سایت ها : ایستگاه . هفت رنگ . رهنما . آگهی نامه و... )

4-     تبلیغ وبلاگ خودتون با نظر دادن در وبلاگ ها وسایتهای دیگه (در این روش آمار خودتونو در موتور های جستجو مثل گوگل هم بالا میبرید)

5-     جمع کردن ایمیل افرادی که وبلاگ ویا وب سایت دارن وفرستادن آدرس وبلاگتون به ایمیل اون ها

6-     ورود به چت روم های ایرانی  وتبلیغ خودتون (میتونید چت روم ها رو توی یاهو سرچ کنید)

 دریافت هدیه

بعد از جمع کردن امتیازات کامل و رسیدن امتیازات شما به حد نساب یک ایمیل به اینباکس ایمیل شما فرستاده می شه که امتیازات شما کامل شد و هدیه برای شما فرستاده می شود.

+ نوشته شده توسط سحر در چهارشنبه 1387/03/22 و ساعت 13:34 |

Hollywood & War

 

Tom Cruise :

عربها ریشه و پایه گذار تروریسم هستند ؛ اونا به هیچکس رحم نمیکنند
امیدوارم که اسرائیل همه اونا رو نابود کنه

The Arabs are the source of terrorism, they don't spare anyone without attacking them.
I hope that Israel destroy all of them.


Anthony Hopkins :

اسرائیل به معنی جنگ و کشتار و ویرانیست و ما امریکاییها پشتیبان این کشتار هستیم
من از این که امریکایی هستم .شرمنده ام

Israel means war and destructions and we Americans are behind this war and I am ashamed of being American.


  Will Smith:

هر دو طرف مقصرند و باید هر چه زودتر به این جنگ و خونریزی خاتمه دهند .

Both sides are wrong and the killing must be stopped.


Angelina Jolie:

عرب ها و مسلمانان تروریست نیستند .جهان در مقابل اسراییل باید متحد گردد

Arabs and Moslems are not terrorists. The world should unite against Israel


George Clooney:

 بوش ، اریل شارون؛ بلر و رایس  اسم هایی هستند که تاریخ آنها را لعنت خواهد کرد

Bush, Sharon, Blair and Rice are names that history will damn,


Richard Gere:  

اعراب به دنیا تحمیل شدن .پس باید نابود بشن

Arabs are burden on the world and should be annihilated.


Sean Connery :

ما از موضع قدرت حرف میزنیم . اگه ما طرف ضعیف بودیم چی میگفتیم؟؟

We are talking from the point of strength, what if we were the weak ones?


Mel Gibson :

 

  صهیونیست ها عامل اصلی ویرانی ها هستند .آرزو میکنم بتونم در مقابل آن ها بجنگم

Zionists are the source of destructions, I wish I can fight against them.


Al Pacino :

شما یه نگاهی به تاریخ اسرائیل بندازین تا بفهمین کی تروریسته

Take  look at Israel 's history and you would know who is the terrorist


Dustin Hoffman:

از روزی که کشور اسراییل به وجود آمد .انسانیت نابود شد

Humanity seized to exist when Israel was established.
 


Keanu Reeves:

   اگه عرب ها قدرت داشتند تا حالا دنیا رو نابود کرده بودن بنابراین ما باید اونا رو از بین ببریم

If the Arabs are strong enough, they would destroy the whole world,therefore
, we should annihilate them.
 



Harrison Ford :

عربها از حیوانات هم کثیف ترند و ما جهود ها انسانهای برگزیده خدا هسیتیم
پس قابل مقایسه با ما نیستند

Arabs are dirtier creatures than animals and we Jews are the chosen people
, there is no comparison



Arnold Schwarzenegger:

عربها تروریست هستند و اسرائیل جهان را امن تر ساخته است. آفرین به اسرائیل

The Arabs are terrorists and  Israel is making the world a safer place.Well done Israel ..  



Sandra Bullock :

   من اطلاع دقیقی دربارۀ این موضوع ندارم ؛فقط میگم جنگ باید تموم شه
 تا  خونریزی وتلفات دو طرف خاتمه پیدا کنه

I don't know much about the subject but the war should end to stop the blood shed on both sides

+ نوشته شده توسط سحر در دوشنبه 1387/03/13 و ساعت 12:58 |

خاطرات يك دانشجوي دم بخت!!!

 

 

دوشنبه اول مهر:امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.
با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!



دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:«لابد ايشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!



چهارشنبه:امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛ آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!

جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!

سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!


سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم مي*كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!

چهارشنبه:امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد، من هم بخشيدمش. به نظرم مي*خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش مي*شوم؛ اما من قبول نمي*كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند!


جمعه: امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواب تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!

دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميدم كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!

پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!

دوشنبه: امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!

شنبه: امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!

يكشنبه: امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد!



ترم آخر : امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشوم.

نتیجه اخلاقی:بشین سر جات بابا کسی از تو خواستگاری نمیکنه یا همون صد نا بده آش به همین خیال باش...........!!!

+ نوشته شده توسط سحر در یکشنبه 1387/03/12 و ساعت 14:50 |

INTERVIEW WITH GOD
گفتگو با خدا

I dreamed , I had an interview with god.
خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم .

God asked?
خدا گفت :

So you would like to interview me !
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟

I said ,If you have the time.
گفتم اگر وقت داشته باشيد.

God smiled ,
خدا لبخند زد.

My time is eternity.
وقت من ابدي است.

What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي؟

What surprises you most about human kind ?
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟

God answered :
خدا پاسخ داد:

That they get bored with child hood .
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند،

They rush to grow up and then ,
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد،

long to be children again .
حسرت دوران کودکي را مي خورند.

That they lose their health to make money .
اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي کنند ،

and then ,
و بعد

lose their money to restore their health .
پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند.

That by thinking anxiously about the future,
اينکه با نگراني نسبت به آينده

They forget the present ,
، زمان حال را فراموش مي کنند.

such that they live in nether the present ,
آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند ،

And not the future .
نه در آينده

That they live as if they will never die ,
اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ، نخواهند مرد.

and die as if they had never lived .
وآنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده اند.

God's hand took mine and
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت

we were silent for a while .
و مدتي هر دو ساکت مانديم.

And then I asked :
بعد پرسيدم

As the creator of people ,
به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you want them to learn?
مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟

God replied , with a smile ,
خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one love them .
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود
كرد

but they can do is let themselves be loved.
اما مي توان محبوب ديگران شد.

T o learn that it is not good to compare themselves
to others.
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند

To learn that a rich person is not one who has the
most,
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد.

but is one who needs the least.
بلکه کسي است که نياز کمتري دارد.

To learn that it takes only a few seconds to open
profound wounds in persons we love
ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق، در دل
کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم،

, and it takes many years to heal them.
ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد.

To learn to forgive by practicing for giveness .
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.

T o learn that there are persons who love them
dearly.
ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند.

But simly do not know how to express or show
their feelings.
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند.

T o learn that two people can look at the same
thing,
ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند،

and see it differently.
اما آن را متفاوت ببينند.

To learn that it is not always enough that they be
forgiven by others.
ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند.

The must forgive themselves.
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

And to learn that I am here
و ياد بگيرند که من اينجا هستم

ALWAYS
هميشه

+ نوشته شده توسط سحر در یکشنبه 1387/03/12 و ساعت 7:59 |

10حقیقت جالب و خواندنی
 از زندگی انیشتین


تا حالا فکر کردید که آلبرت انیشتین فیزیکدان معروف را چقدر می شناسید؟! نابغه گیج و پریشان خیالی که نظریه نسبیت عام و خاص را مطرح کرد و ثابت کرد.
آیا تا حالا میدونستید که آلبرت انیشتین هنگام تولدش دارای یک سر بزرگ بود تا حدی که مادرش فکر میکرد که اون ناقص الخلقه به دنیا اومده؟!آیا میدونستید که آلبرت قبل از اینکه ازدواج کنه دارای یک بچه مرموز! بود؟!
برای اینکه بخواهید حقایق مبهم بیشتری از زندگی آلبرت انیشتین را بدونید نوشتار زیر را بخونید:

1- آلبرت انیشتین یک کودک چاق با یک سر بزرگ بود.
موقعی که مادر آلبرت � Pauline Einstein- او را به دنیا آورد،سر او آنقدر بزرگ و بدشکل بود که مادرش فکر می کرد که او ناقص الخلقه به دنیا آمده است!
به دلیل اینکه پشت سر آلبرت خیلی بزرگ به نظر می رشید خانواده اش در ابتدا او را یک موجود شگفت آور تصور می کردند.به هر حال پزشک توانست خانواده آلبرت را متقاعد کند که مشکل خاصی نیست.البته نگرانی خانواده آلبرت بی دلیل هم نبود زیرا در هنگام تولد او موجودی شبیه یک هیولا بود؛هرچند با گذشت زمان سرش به وضعیت نرمال برگشت.
جالب است بدانید که موقعی که مادر بزرگ آلبرت او را برای اولین بار دید بصورت مدام زیر لب جمله"بیش از حد چاق است" را تکرار می کرد!
به هر حال بر خلاف تمام ترسها و اضطرابها آلبرت به حالت نرمال بزرگ شد به جز اینکه کمی بیش از حد او آرام به نظر می رسید!

2-آلبرت انیشتین بعنوان یک بچه مشکل صحبت کردن داشت(لکنت زبان)


یکی از عکسهای آلبرت انیشتین که از دانشگاه Hebrew University of Jerusalem بدست آمده است.

آلبرت در زمان کودکی اش به ندرت صحبت می کرد و موقعی هم که صحبت می کرد خیلی آرام بود!
در واقع او ابتدا همه جملات را در ذهنش می سنجید(و یا آنها را زیر لب تکرار میکرد)و تا موقعی که به درستی آنها مطمئن نمی شد آنها را به زبان نمی آورد.بر طبق گزارشات آلبرت این حالات را تا 9 سالگی داشت و پدر و مادر آلبرت از اینکه او عقب افتاده باشد می ترسیدند.
حکایت جالب زیر توسط مورخ علم- Otto Neugebauer- از زندگی آلبرت نقل شده است:
چون که آلبرت لکنت زبان داشت پدر و مادر او خیلی نگرانش بودند.سرانجام یک شب سر میز شام آلبرت سکوت را شکست و گفت:"سوپ خیلی داغ است"
پدر و مادر آلبرت که خیلی تسکین یافته بودند گفتند که چرا تابحال او یک کلام حرف نزده بود و آلبرت جواب داد:"چون تابحال همه چیز خوب خوده است!"
Thomas sowell در کتابش نوشته است که علارقم آلبرت صحبت کردن تعداد زیادی از مردم باهوش و نابغه نسبتاً دیر در زمان کودکی پیشرفت کرده اند.او این شرایط را "Einstein syndrome"
(علائم ناخوشی آلبرت) نامید.

3- نخستین جرقه های علاقه آلرت به علم و بخصوص فیزیک از توجه به یک قطب نما گرفته شد.
موقعی که آلبرت در سن 5سالگی در وضعیت بیماری روی تخت خواب در حال استراحت بود پدرش یک وسیله کوچک جذاب و ساده جیبی را به او نشان داد که باعث علاقه او به علم شد و آن یک قطب نما بود.
آنچه که آلبرت5 ساله را به این وسیله کوچک علاقه مند کرد این بود در هر حالتی که قطب نما به چرخش در می آمد عقربه(سوزن)آن همیشه در یک مسیر مشابه بود.او فکر میکرد که یک مقدار نیرو در یک فضای خالی فرضی که روی سوزن قطب نما اثر میکند باید وجود داشته باشد!

4- آلبرت انیشتین در امتحان ورودی دانشگاه رد شد
در سال 1895 در سن 17 سالگی آلبرت برای ورود به مدرسه Swiss Federal Polytechnical یا ETH در خواست کرد.آلبرت ریاضیات و شاخه های فنی امتحان ورودی را پاس کرد اما در بقیه درسها مثل تاریخ،زبان،جغرافی و... رد شد!آلبرت مجبور شد به مدرسه فنی و حرفه ای برود هر چند سال بعد در این کالج پذیرفته شد.

5- آلبرت انیشتین یک بچه نامشروع داشت!
در دهه 1980 نامه های خصوصی آلبرت مورد خاصی از زندگی نابغه فیزیک را آشکار کرد.او یک دختر نامشروع از Mileya Maric که یکی از شاگردانش بود، داشت.(البته بعدا آلبرت با میلیا ازدواج کرد)
در اواخر ژانویه سال 1902، و یک سال قبل از ازدواجشان میلیا دختری به اسم Lieserl بدنیا آورد که آلبرت این دختر را هرگز ندید و سرنوشتش ناشناس باقی ماند.
البته در نامه های بدست امده از آلبرت به اسم Lieserl اشاره شده است؛دختری که طی یک فرایند سخت زایمان به دنیا آمد ولی اسم رسمی و واقعی این دختر هنوز نامعلوم باقی مانده است و حتی سرنوشت این دختر هم تاکنون نامعلوم بوده است!
Michele Zackheim در کتابش به نام"دختر انیشتین" نتیجه گرفته است که Lieserl روزهای ابتدائی عمر این دختر دارای مشکلات حاد جسمی بوده است تا جائی که آلبرت متقاعد شده بود که او (دخترش)جان خود را از دست داده است ولی بعداً با مطالعه نامه هائی که گفته شد، دریافت که در سپتامبر 1903 میلیا این دختر را بعنوان فرزند خوانده به دیگری سپرده است!
در یک نامه از آلبرت به میلیا در 19 سپتامبر 1903 نام Lieserl برای آخرین بار ذکر شد و از آن موقع تاکنون هیچ کس از این دختر هیچ چیز نمی داند.

6- آلبرت انیشتین از همسر اولش بیزار شد ولی به او پیشنهاد یک قرارداد عجیب را داد!
بعد از اینکه آلبرت با میلیا ازدواج کرد آنها صاحب دو فرزند پسر به نامها Hans  و Eduard شدند.
موفقیت های آکادمیک آلبرت و مسافرتهای جهانی او باعث کم ارزش شدن همسرش در نظر او شد و برای مدتی آلبرت و همسرش سعی کردند مشکلاتشان را حل کنند و حتی آلبرت پیشنهاد یک قرارداد عجیب را به میلیا داد.
این قرارداد عجیب بین این دو زن و شوهر دارای مفادی بود که آلبرت فقط به شرط قبول آنها از طرف همسرش حاضر به ادامه زندگی با او بود،قراردادی که اتفاقا به امضای همسرش رسید هر چند آلبرت در نهایت از او جدا شد...


میلیا،همسر اول آلبرت انیشتین

و اما این شرایط عبارت بودند از:
الف:شما(آلبرت)مطمئن خواهید شد که:
1- لباس و رخت های شستنی تان در شرایط خوبی نگهداری خواهد شد
2- سه وعده غذائی را بطور منظم در اتاقتان دریافت خواهید کرد
3- اتاق خواب و مطالعه تان تمیز خواهد بود و مخصوصا میزتان که فقط برای استفاده شما(آلبرت)است.

ب: من هم از همه ارتباط شخصی با شما دست خواهم کشید تا موقعی که تنها به دلایل اجتماعی اجتناب ناپذیر باشد
ج:در صورتی که شما درخواست کردید من حتی از صحبت کردن با شما خودداری خواهم کرد!

*میلیا(همسر آلبرت)همه این شرایط را قبول کرد!
آلبرت برای همسرش دوباره نوشت تا مطمئن باشد که او همه مفاد را اجرا خواهد کرد و آلبرت هم بعنوان مثال متعهد شد که:
من(آلبرت)به تو اطمینان میدهم که در مورد رفتار درست یک زن به تو به عنوان یک زن غریبه (و نه همسر!!!)رفتار خواهم کرد.

7- آلبرت انیشتین با پسر بزرگش سازگار نبود


هنس،پسر بزرگ آلبرت انیشتین

بعد از طلاق،رابطه آلبرت با پسر بزرگش- Hans- بد شد.دلیل اصلی این امر مخالفت پسر بزرگ آلبرت با پدرش در مورد جدائی از مادرش بود.این اختلافات موقعی فزونی یافت که هنس خواست با دختری بزرگتر از خودش که اتفاقاً از نظر ظاهری زیاد هم جذاب نبود ازدواج کند.آلبرت با ازدواج پسرش با این دختر که Frieda Knecht نام داشت شدیداً مخالف بود.در هر صورت هنس با این دختر در سن 23 سالگی ازدواج کرد و همین امر باعث جدائی پسر و پدر از همدیگر شد و Hans به ایالات متحده مهاجرت کرد و در نهایت موفق شد مدرک پرفسوری مهندسی هیدرولیک خود را از دانشگاه UC Berkeley دریافت کند.
حتی در ایالات متحده هم پدر و پسر از همدیگر جدا بودند و در نهایت موقعی که آلبرت از دنیا رفت ارث کمی را برای هنس به جا گذاشت.

 

8- آلبرت انیشتین مرد زنها بود!


آلبرت انیشتین همراه با همسر دوم خود(Elsa)

بعد از اینکه آلبرت از میلیا جدا شد،بلافاصله با دختر یکی از اقوام نزدیک خود به اسم Elsa Lowenthal ازدواج کرد.البته در ابتدا آلبرت قصد داشت با دختر Elsa که حاصل ازدواج اول "السا" بود و 18 سال از آلبرت کوچکتر بود ازدواج کرد که Elsa با این امر شدیدا مخالفت کرد؛به هر حال نهایتا آلبرت با "السا" ازدواج کرد.
بر خلاف "میلیا" نگرانی اصلی "السا" این بود که از شوهر مشهورش نگهداری کند!!
در یک سری از نامه ها که توسط دانشگاه Hebrew در Jerusalem منتشر شد، ذکر شده است که آلبرت انیشتین با 6 زن که اوقات خود را با آنها گذرانده بود! در نهایت با "السا" ازدواج کرد.

9- آلبرت انیشتین،صلح طلب جنگ!، به FDR اصرار کرد که بمب اتمی را بسازد!


در این عکس آلبرت انیشتین به همراه Szil�rd را مشاهده می کنید که در حال امضای نامه ای هستند خطاب به روزولت برای پیشنهاد به توسعه بمب اتمی ایالات متحده نوشته شده است.

در سال 1939 Leo Szilard فیزیکدان پس از اطلاع از شورش نازی های آلمان آلبرت را متقاعد کرد که با نوشتن نامه ای به
Franklin Delano Roosvelt(FDR او را نسبت به نازی های آلمان هشدار دهد و اینکه نازی های در حال پیشرفت دادن به بمب های اتمی خود هستند و به آمریکا هم اصرار کرد که بمب های اتمی خود را گسترش دهد.
نامه Szilard و آلبرت اغلب بعنوان یکی از دلایلی ذکر می شود که پروژه مرموز منهتن به منظور پیشرفت پروژه بمبهای اتمی آمریکا توسط روزولت شروع بکار کرد.
اگر چه بعدا آشکار شد که بمباران کردن Pearl Harbor در سال 1941 شاید بیشتر موثر واقع شد تا نامه ای که آلبرت به منظور تحریک دولت وقت آمریکا برای گسترش بمبهای اتمی خود بکار برد.
جالب است بدانید ارتش آمریکا به هیچ عنوان از آلبرت انیشتین برای کمک به این پروژه دعوت نکرد هرچند آلبرت انیشتین بسیار باهوش بود ولی ارتش عقیده داشت که آلبرت یک ریسک امنیتی برای این پروژه است!

10- قصه مغز آلبرت انیشتین:
بعد از مرگ آلبرت در سال 1955، مغز آلبرت بدون اجازه از خانواده اش توسط Thomas Stoltz Harvey بیرون آورده شد."هاروی" مغز آلبرت را به خانه اش برد و آنرا داخل یک ظرف شیشه ای دهان گشاد نگهداری کرد، هر چند او بعد بدلیل انجام این کار از محل کارش که مخصوص تشریح اجساد بود اخراج شد.


عکسی از مغز آلبرت انیشتین

چند سال بعد،"هاروی" از Hans پسر بزرگ آلبرت برای مطالعه و بررسی مغز پدرش اجازه گرفت و تکه هائی از مغز آلبرت را برای دانشمندان مختلف در سرتاسر دنیا فرستاد.یکی از این دانشمندان به نام Marian Diamond بود که در دانشگاه UC Berkeley  بود و او با مطالعه قسمتی از مغز آلبرت متوجه شد که او در مقایسه با یک شخص نرمال، بطور قابل توجهی سلولهائی از مغزش که مسئول ترکیب کردن و مرتب کردن اطلاعات هست وجود دارد.
در مطالعه ای دیگر، Sandra Witelson از دانشگاه MC Master فهمید که مغز آلبرت دارای کمبود یک چین خاصی از مغزش است که شکاف Sylyian نامیده می شود.
"ویتلسون" مشاهده کرد که این استخوان بندی غیر معمول اجازه می دهد به اعصابها در مغز آلبرت که بهتر با دیگران رابطه برقرار کند.
نتایج مطالعه دیگری نشان می داد که مغز آلبرت آن آویختگی جداری زیرین که اغلب درگیر توانائیهای ریاضیات هست را بزرگتر از انسانهای معمولی دارا بود...

+ نوشته شده توسط سحر در دوشنبه 1387/03/06 و ساعت 13:3 |


Powered By
BLOGFA.COM